آواز عاشقانه ما در گلو شکست

.

  حق با سکوت بود ، صدا در گلو شکست

.

  دیگر دلم هوای سرودن نمی کند .

 

  تنها بهانه دل ما در گلو شکست .

 

  سر بسته ماند بغض گره خورده در دلم .

 

  آن گریه های عقده گشا در گلوشکست .

 

  آن روزهای خوب که دیدیم ، خواب بود .

 

  خوابم پرید و خاطره ها در گلو شکست .

 

  فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند .

 

  نفرین و آفرین و دعا در گلو شکست .

 

  تا آمدم که با تو خداحافظی کنم .

 

  بغضم امان نداد و خدا ... در گلو شکست


دسته ها : شعر
1389/6/12 19:48
X